زندگی از نگاه من!

بدیهی است کلیه نوشته ها در این مکان نظرات شخصی نویسنده بوده و ارزش دیگری ندارد!

24 شهریور 1394 ساعت 19:02

عصر یخ بندان

 من از عصر یخ بندان با شما سخن میگویم...

 

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی وُ
از نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن 
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم

-فروغ فرخزاد



***


اینجا که منم جهان از سنگ است ؛

مردمان از سنگ شده اند و به این سنگی خو کرده اند.



اینجا که منم سنگ نبودن جرم است!     

             




مغز ها منجمد، قلب ها قندیل هایی سرخگون، چشم ها سفید گشته، دست ها ... دست ها ... خالی ... تن ها ... تنها

 




اما تو بمان 

گرمای وجودت را نگهبانی کن. 

ناامید نشو. بایست. 

زندگی کن، حتی اگر خودت به تنهایی گرم مانده باشی می توانی گرمابخش یک نفر دیگر که باشی

پس بمان. گرم بمان. گرمای تو امید  هستی ست. 

اگر لحظه ای ناامید شوی به یخبندان می پیوندی... 




پی نوشت: مخاطب این نوشته شاید تو باشی که می خوانی اش، دنبال معجزه نباش، معجزه خود تویی. چشم در پی منجی و قهرمان نمان، منجی تویی.

تمام دنیا تویی.  

نگاهت را از جز خودت بردار.

همه تویی.


#زندگی #قهرمان # عصریخبندان #معجزه

 # IceAge 

# life

#lifestyle 

Laurent_Pernot#


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :