X
تبلیغات
زولا

زندگی از نگاه من!

بدیهی است کلیه نوشته ها در این مکان نظرات شخصی نویسنده بوده و ارزش دیگری ندارد!

28 دی 1393 ساعت 17:26

گر نیک و بد نزد خدا یک سان بدی در ابتلا ...

" این پست ضمن ادای احترام کامل نویسنده به پیشگاه خوبانِ نشسته در سکوت و سایه نوشته می شود؛ آنان که  فرصت زیستن در جوارشان و درک حضورشان را داشته، که همین چراغ راهی شد برای این اگر نه نابینا که بس کم بینا... "


***


این روزها اگر هم ردی از خوبی در افراد میبینیم - اگر را خیلی غلیظ و به تکرار بخوانید -  نه تنها آنطور که شایسته است صرفا انجام وظیفه توسط ایشان محسوب نمی شود که به محل ادعای برتری ایشان بر عموم مردم تبدیل می شود و در نتیجه حتما رد و نشانی از آن اعمال شایسته در یکی از آی دی های این به اصطلاح نیکان زمانه در مجامع مجازی دیده می شود! حال به اشاره یا کنایه، تمسخر یا تفاخر... بماند!

و چه بد رسمی ست این، که عده ای می آیند و روی آن جایگاه های با پایه های چندین برابر ِ قد یک انسان می نشینند و در فیس بوک و اینستاگرام و غیره و ذلک ِ خویش از آن بلندی خطاب به مردم جاهل که در زندگی سیاه و کثیف خود می لولند، می تازند و فخر فروشان روح و روش زیستن و عشق ورزیدن و خواب و خوراک ایشان را مورد ضرب و شتم قرار می دهند که آه ای نادانان و بخیلان، بدانید و آگاه باشید که امروز بر اساس دانایی ِ فاخر ِ خویش، که صد البته منتی بس گران بر سر شما می باشد، جناب ما از چراغ قرمز ی می توانست رد شود اما نشـــــد!!!

اگرچه این بازی ها به بهانه هایی همچون نشر این خوبی ها مزین گردیده است، پر واضح است که در نهایت این دست نیکوکاران نمایشی نه خود در واقع آن بالا ها قرار خواهند گرفت نه به واقع آنطور که می نمایند مخاطبانشان آنقدر پایین تر از آنها نشسته اند...

از کف و سوت و هورا  و یقه چاک دادن ها ی بادمجان دور قاب چین ها ی همیشه حاضر در رزمگاه های اینچنینی بگذریم که اطاله بیجای کلام می شود برای هیچ!

برچسب‌ها: تظاهر، نمایش، نیکی، بدی
نظرات (2)
عزیزمی...

ببخش اگه پستم ناراحتت کرد

گرچه بعضی بغض ها شیرینند
29 دی 1393 ساعت 19:35
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از نظر من هم مردن یکبار نیست
آخ که خوووب می دونم چی میگی الهام

و در کنار این پستت واقعا این تصویر از کتاب شازده کوچولو واقعا به جا و بی نظیر بود

گمونم همون مردیه که فقط ستاره ها رو می خرید
یا می فروخت و هعی جمع می زد
هعی جمع می زد

چراشو هم نمی دونست
28 دی 1393 ساعت 19:42
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بله هدیه جان، مرد ِ تاجر !
خوشحالم که بهم سر می زنی و ممنون که اینقدر با دقت نظر

اعتراف می کنم که خودم هم گاهی از این قاعده مستثنی نبودم اگرچه نه برای خودنمایی اما شاید به خاطر کم ظرفیتی! اما از قدیم هم گفتند ادب از که آموختی؟!!!
نوشتم تا قبل از همه خودم یادم بمونه که چقدر چهره این کار ناخوشاینده و پیامد هاش ناخوشایند تر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :