X
تبلیغات
زولا

زندگی از نگاه من!

بدیهی است کلیه نوشته ها در این مکان نظرات شخصی نویسنده بوده و ارزش دیگری ندارد!

4 آبان 1393 ساعت 08:32

تانگوی عشق


باید معجزه ای بیآفرینم

مثلا وقتی تو دارد اخمت می آید
قبل از آنکه بنشیند رویِ صورتت
من بوسه بارانت کنم
که اصلا یادت برود اخم داشته ای
یا اینکه
وقتی من می خواهم با تو قهر کنم
قبل از فکرش مرا در آغوش بگیری
و من یادم برود اصلا برایِ چه می خواستم لوس شوم
قهر کنم .. و مهربانی هایم را
نثارِ بودنت نکنم ؟
باید معجزه ای بیآفرینم
که خنده هایمان به گوشِ دنیا برسد
تا همه بخندند 
پیش از آنکه 
اشک بر چشمانشان سرازیر شود ... !

- عادل دانتیسم

 

 


پی نوشت 1 : سادگی این عادل را دوست میدارم!

پی نوشت 2: عشق و احساس، ستودنی ترین کاری ست که انسان بلد است اگرچه با تمام قوا از آن سر باز زند ...


طولانی نوشت : جایی خواندم حساب زندگی و عشق از هم جداست و عشق جنون دارد و کور است و بی محاسبه و منطق و بالا و پایین کردن. اما زندگی ترازو می خواهد،حساب و کتاب دارد،حتی تا سطح حساب بانکی دو طرف!

اما به نظر من که همیشه برام محترم تر از باقی نظرات بوده زندگی عاشقانه مثل بقیه انواع زندگی نیست، حساب و کتاب ندارد، نوبتی نیست، سود و زیان در آن محاسبه نمی شود، جایی در نقطه شروع کمی محاسبه و مقایسه دارد،این قبول، اما وقتی تصمیم ت را گرفتی، وقتی دستش را گرفتی و وارد شدی دیگر شمارش ندارد، یکی من یکی تو معنا ندارد، اصلا مضحک است، گرو کشی و اول من بعد تو یا مثلا این به تلافی اون یا جمله های مسخره ای مثل لطف ت و جبران می کنم  چون نمی خوام مدیونت باشم و یا حالت را می گیرم تا حالم خوب شود و کوتاه نمیایم و خلاصه اینجور خذعبلات ندارد.

زندگی عاشقانه مثل تانگو می ماند، گاهی تو میآیی جلو گاهی من؛

ورزش صبحگاهی نیست که یک بار من یک حرکت را انجام دهم، ده مرتبه،  یکبار تو ، ده مرتبه، و این مرتبه ها را بشماریم و اگر یکی کم شمردی کم فروشی کرده باشی و اگر شد یازده مرتبه، یک مرتبه طلبکار باشی!

نه اینکه چیزی شبیه گذشت باشد نه، آدم های اینجور زندگی ها اصلا چیزی را نمی شمرند که بعد بخواهند ببخشند یا فراموش کنند!

درست است که ما کمتر میبینیم و یادمان هم نداده اند؛ ما عادت کرده ایم حتی گناه ها را بشماریم و بریزیم در یک ظرف و ثواب ها را هم بشماریم و جمع بزنیم و بریزیم در یک ظرف دیگر بعد وقتی مردیم یک نفر  بیاید ظرف ها را بگذارد در ترازو و بگوید خب تو اینوری شدی این هم جزایت!!! اما ندانستن و ندیدن ما به معنی نبودن نیست، عشق وجود دارد 

برچسب‌ها: احساس، عشق، بازی زندگی
نظرات (2)
با نظرت کاملا موافقم . نه تنها موافقم بلکه معتقدم . خود عشق رو عشق است .
4 آبان 1393 ساعت 20:49
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه کیفی دارد
کسی باشد
که وقتی از ته دل نام آدم را صدا می زند
لبخندی بر لبانت نقش ببندد
و تو آرام بگویی جانم
- عادل دانتیسم
ما عادت کرده ایم حتی گناه ها را بشماریم .
میبینی ؟ فقط داریم عادت میکنیم .
دیدم اهل ویدئوهای TED هستی . ویدئوی این لینک رو حتما ببین .
https://www.ted.com/talks/amy_purdy_living_beyond_limits


I was absolutly , phisically and emotionly broken .
اِمی میگه ...
4 آبان 1393 ساعت 15:56
امتیاز: 0 0
پاسخ:
If my life were a book and i were the author,how would i want the story to go
...
ویدیو عالی بود، ممنون، بازم بهم سر بزن
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :